به
مهدیبگو مرتضی پشت به دشمن نکرد .بگو تا آخرین نفس با دشمن جنگید . اطاعت از ولایت
امر وفرمانده خود کرد .بگو که من آخرین نفری بودم که پس از زخمی شدن آوردنم
عقب،بگو حلالم کند !
آخرین پیام سردار شهید
مرتضی یاغچیان جانشین لشکز31 عاشورا در عملیان خیبر
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید مرتضی یاغچیان
خدایا
به ما آن توفیق را بده که نه مال ، نه شهرت ، نه مقام و نه هیچ هوای نفسی بر ما
پیروز نشود .
اللهم
ارزقنا توفیق شهداه فی سبیلک . خدایا!هر چه عزت و مقام ومسئولتی هست تو به ما دادی
، پس خودت نیز لیاقت نگهداری آن رابه ماعنایت فرما. بارالها ، ما را درکوران
آزمایشات الهی خود ،به یک لحظه به خودمان وا مگذار ، تنهایمان نگذار و یار و
یاورمان باش.
مرتضی
یاغچیان ، تیپ عاشورارــ منطقه پنچ
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید مرتضی یاغچیان
...شهید
مهدی باکری ، عزیزی که کمتر وقتی است که یاد او از خاطر و یاد من برود و چهره مومن
او و دل خاضع وخاشع او روح سر شار از ایمان او را و کلماتی که از این روح بر می
خاست فراموش کنم .
...جوانان
لشکر عاشورا و سرداران شجاع تبریزی آذربایجانی ، شهید آقا مهدی باکری و شهید حمید
باکری و شهدای متعدد دیگر از سداران بزرگ اسلام بزرگ اسلام ازاین سرزمینبرخاستند و در میدانهای نبرد جانشان را قربان
اسلام و قرآن کردند.
...الگوی
درخشنده ای برای جوانها لازم است وآن ،سرداران
شهید و شهدای برگ ما هستند .شهید باکری یکی از همان جوان هاست. من آن شهید را قبل
از انقلاب از نزدیک می شناختم . این جاون مومن و صالح ، مشهد پیش من آمد . حق او
بود که بعد از انقلاب یکی از سرداران این انقلاب بشود .چون صادق و مخلص بود و حق
او بود که شهید بشود ، حق او بود که در راه خدا ، این عظمت واین شهادت درخشان را
بدست آورد.
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید مهدی باکری
پس
ای فرزند عزیزم!که خداوند تو را با ذکر خود مطمئن القلب فرماید ــ نصیحت و وصیت
پدر سرگشته و حیرت زده ات را بشنو و به این در و آن در برای رسیدن به مقام و شهرت
و آ«چه مرد شهوات نفسانیه است مزن ، که به هر چه برسی از نرسیدن به مافوق او متأثر
می شوی وحسرت بالاتر را می بری و ناراحتی روحیت افزون می شود ؛ اگرگویی :تو خود
چرا به خود این نصیحت را نکنی ؟گویم :«انظر الی ما قال ، لا الی من قال»این حرف
صحیح است ، اگر چه از مجنونی یا مفتونی صادر شود ، در قرآن کریمپس از آنکه می فرماید :آنچه مصیبت در زمین و در
نفوس شما وارد می شود قبلا ثبت است در کتاب ، گوید :لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا
تفرحوا بما اتاکم والله لا یحب کل مختال فخور.
از نامه
عرفانی حضرت امام خمینی(ره) به فرزندش حاج سید احمد خمینی (ره)
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع بنیانگذار جمهوری اسلامی
شهید
مهندس مهدی باکری پاسداری بود عارف بالله وعامل ببر اسلام .خدا می داند ایشان چه
حالی داشت درنماز ،چه حالی داشت موقع قرائت قرآن ،قرآن همیشه همراهش بود
،هیچوقت،قرآن از او جدا نمی شد ،فرماندهی بود مدیر وبا تدبیردر سخت ترین طرح های
عملیات دفاع مقدس ، از جمله کسانی که از ایشان نظر خواسته می شدو سردار رضایی روی
نظر ایشان حساب می کرد همین بزرگوار شهید مهدی باکری بود. قدرت و استقرار خداوندی
دروجود این سرباز امام زمان بود ، روحیه ای بسیجی ، خاکی و مخلص داشتو خدمتگزاری
صادق به اسلام و امت اسلامی ،فدائی بسیجی ها و عاشق امام خمینی (رضوان الله تعالی
علیه) بود.سردار
سر لشکر پاسدار سید رحیم صفوی (فرمانده کل سپاه)
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید مهدی باکری
آقا
مهدی باکری گفت: همه نیروها را جمع کنید می خواهم برایشان صحبت کنم ،آقا مهدی
همانجا ایستاده بود و قدم می زد.
لحضاتی
نگذشته بود که نیروهای باقی مانده ی گردان در مقابل آقا مهدی بودند. بچه ها داخل
کانالی نشسته بودند ولی آقا مهدی در بالای تلی که در کنار کانال بود ایستاده بود .
از شدت آتش دشمن کاسته نشده بود ولی هیچکس هم جرأت نمی کرد به آقا مهدی چیزی بگوید
. به گلوله هاو انفجارها اعتنا نمی
کرد.
«برادران
!من می دانم که پی در پی در عملیات شرکت کرده اید ،بعضی از دوستانتان شهیدو مجروح
شدهکردید ،وفاداری خود را به امام و
انقلاب نشان داده اید ...ولی برای حفظ اسلام و انقلاب لازم است دوباره امشب به
دشمنان خدا یورش ببریم اگر ما به سوی آنها هجوم نکنیم آنها به ما حمله خواهند کرد.
من
به هیچکس تکلیف نمی کنم و هیچ کس را هم مجبور نمی کنم. هر کس داوطلب است و می
خواهد امشب در عملیات شرکت کند با ما بیاید و هر کس نمی تواند یا استراحت و
یابرگردد...فردا روز عاشوراست ونباید نباید حسین زمان را تنها گذاشت باید فردا
نشان دهیم که ما اهل عاشورائیم...»
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید مهدی باکری
برادر
آزاده حاج احمد رسولی که در عملیات خیبر تا آخرین دقایق کنار سردار رشید اسلام
شهید محمد باقرمشهدی عبادی فرمانده گردان
امام حسین (ع) لشکر 31 عاشورا بود می گوید : آقا باقر قبل از شهادت بر اثر اصابت
آر پی جی یک طرف بدنش سوخته بود،از آنجایی که همیشه چهره خندان و شادابی داشت باز
همچنان با چهره خندان حرکت می کرد . به او گفتیم :برادر باقر این جا آخر خط است
بیا دستههایت را بلند کن برویم به سوی صدامیان بلکه آنها کاری کردند. گفت: « به
خدمت آقا امام حسین (ع) رسیدیم و اندک زمانی بعد در محضر او می باشیم.» وقتی این
را گقت دیدیم ضعف بدنی خیلی بر او غلبه کرده واز حال میرود و دیگر آخرین لحظات
عمرش می باشد که وارد سنگر شد و پاههایش را دراز کرد وشروع به گفتن شهادتین نمود :
اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمد رسول الله همین که گفت اشهد ان عمیر
المومنین علی ولی الله در همین حین عراقی ها با تیر مستقیم تانک آن سنگر را زدند و
شهید بزرگوار محمد باقر مشهدی عبادی زیر آوار آن سنگر مدفون و جاودانه شد.
نوشته شده توسط خادم شهدا در تاریخ جمعه هشتم شهریور 1387 با موضوع شهید محمد باقر مشهدی عبادی
در
باره وبلاگ
یا غیاث المستغیثین هر قدر از مطالب خوشتون اومد دعام کنین در ضمن اگر خواستین از مطالب استفاده کنین ذکر منبع یادتون نره